روح الله عباسى
102
رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى )
نامه امير المؤمنين عليه السّلام به عمرو بن عاص : « من عبد اللّه علىّ أمير المؤمنين إلى الأبتر ابن الأبتر ، عمرو بن العاص بن وائل ، شانئ محمّد و آل محمّد فى الجاهليّة و الإسلام . سلام على من اتّبع الهدى . امّا بعد : فإنّك تركت مروءتك لا مرئ فاسق مهتوك ستره ، يشين الكريم بمجلسه ، و يسفّه الحليم بخلطته ، فصار قلبك لقلبه تبعا ، كما قيل : وافق شنّ طبقة ، فسلبك دينك ، و أمانتك و دنياك و آخرتك ، و كان علم اللّه بالغا فيك ، فصرت كالذئب يتبع الضرغام إذا ما الليل دجا ، أو أتى الصبح ، يلتمس فاضل سؤره ، و حوايا فريسته ، و لكن لا نجاة من القدر ، و لو بالحقّ أخذت لأدركت ما رجوت ، و قد رشد من كان الحقّ قائده ، فإن يمكنّ اللّه منك و من ابن آكلة الأكباد ، ألحقتكما به من قتله اللّه من ظلمة قريش على عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و إن تعجزا و تبقيا بعدي ، فاللّه حسبكما ، و كفى انتقامه بانتقاما ، و بعقابه عقابا . و السّلام » . « 1 » ترجمه : از بنده خدا على ، امير المؤمنين به ابتر فرزند ابتر ، عمرو بن عاص بن وائل ، كه سرزنش كننده . محمّد و آل محمّد در جاهليت و اسلام بود . سلام على من اتّبع الهدى . اما بعد : همانا تو شؤون مردى و مردانگى را بخاطر شخص فاسقى ، كه پردهاش دريده است از دست دادهاى ، شخصى كه اشخاص شريف و كريم در مجلسش اهانت مىشوند و اشخاص حليم و بردبار با آميزش با او بىارزش و به سفاهت منسوب مىشوند و در نتيجه دلت تابع دل او شد ، چنانكه گفته شده [ مثل ] موافقت شنّ [ و ] طبقة . « 2 » اين پيروى تو از او باعث شد كه دينت را از تو بگيرد و سپردهء الهى و دين و دنيا و آخرتت را تباه سازد . البته خدا نابكارى و پستى تو را از روز نخست مىدانست ، چنانكه گرگى دنبال شير روانه مىشود ، تا در سايه چنگال نيرومندش به نوائى برسد و از زيادى شكارش شكمى از عزا در آورد ، تو نيز پيرو معاويه شدى ، تا از پسماندهاش چيزى به تو رسد ، ولى از آنچه قلم تقدير
--> ( 1 ) . الغدير ، ج 2 ، ص 130 . ( 2 ) . شن ، اسم مرد ، طبقة ، اسم زن مىباشد .